ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
94
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بغا با عده خود بمراغه رفت و افشين سپاهيان را دسته دسته در قشلاق جاى داد كه زمستان را برآرند . زمستان رفت و بهار آمد . يكى از بزرگترين فرماندهان بابك بنام طرخان كشته شد . علت قتل او اين بود كه او از بابك اجازه خواست مدت زمستان را در يكى از قصبات خود بسر برد كه آن محل نزديك شهر مراغه بود . افشين مراقب و مترصد او بود چون دانست كه او حركت كرده غلام اسحاق بن ابراهيم را كه نامش ترك و در آن هنگام در مراغه بود امر داد كه برود بجنگ طرخان و كار او را زنده يا مرده بسازد كه اگر بتواند او را اسير كند و گر نه بكشد . ترك ( نام غلام اسحق ) شبانه رفت و طرخان را كشت و سرش را بريد و نزد افشين فرستاد . بيان حوادث در آن سال صول ارتكين را با عده دويست تن از اتباع او زنجير بسته وارد كردند . بندها را گشودند و آنها را بر چهارپايان حمل نمودند . ( مقصود وارد بغداد شدند ) در آن سال افشين بر رجاء حضارى غضب كرد و او را با بند فرستاد ( بغداد ) محمد بن داود بن عيسى بن موسى بن محمد بن على بن عبد اللّه امير الحاج شد كه او در آن هنگام والى مكه هم بود . « حضارى » بكسر حاء بى نقطه و ضاد نقطهدار و الف و راء در آن سال قاضى احمد بن محرز قاضى شهر قيروان وفات يافت . او از علمائى بود كه بعلم خود عمل مىكرد زاهد و پارسا و بىاعتنا به دنيا بود . آدم بن ابى الياس صقلانى كه يكى از مشايخ و اساتيد بخارى در تأليف صحيح و عيسى بن ابان بن صدقه ابو موسى قاضى بصره كه از ياران و پيروان ابو الحسن شيبانى كه دوست ( شاگرد ) ابو حنيفه بود بشمار مىآمد و عبد اللّه بن مسلمه بن قحطب حارثى دوست ( شاگرد مالك رئيس مذهب مالكى ) و عبد الكبير بن معافى بن عمران موصلى كه دانشمند بود و عباس بن سليم بن جميل ازدى موصلى وفات يافتند .